امشب اومدم باز بنویسم.به یاد روزایی که رفتن و دیگه برنمیگردن ،به یاد لحظه هایی که فقط یه مشت خاطره ازشون مونده و یه آه ...چقدر دلتنگ اون روزام...خدا جون چی شد اون مریم پر شر و شور که یه روزم نبود که به وبلاگش سرنزنه؟اون مریم تو همون 18 سالگیش موند و اینی که الان مینویسه یکی دیگه اس...چه چیزا که تو این سالها عوض نشد...چه آدما که اومدن و رفتن...چقدر یه روز اینجا شلوغ بوداین سوت و کوریش منو میترسونه...ولی هنوزم همون حسو بهم میدی وب کوچولوی من...اون مریم عوض شد ولی تو هنوزم هستی و یادآور اون روزای تلخ و شیرینی.چقدر خوبه که حداقل تو تغییر نکردیچقدر خوبه که هنوز تو رو دارم...مامن تنهایی من! مینویسم واسه خودم که یادم بمونه...ما را در سایت مینویسم واسه خودم که یادم بمونه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 197
چند روز دیگه 28 ساله میشم...
فکر کنم 18 سالگی این وبلاگو راه انداختم و الانم حدودا 10 ساله با منه
هرچند کمتر سر میزنم کمتر پست میذارم و کمتر فعالم
هرچند دوستای قدیمی دیگه نیستن
هرچند عشق قدیمیت تو همون خاطرات دور و دراز مونده باشه
ولی من بازم به اینجا سر میزنم
اینجارو دوست دارم چون پر از حس های صادقانه منه...
خوبه بعد از ده سال افکار گذششتو بخونی
میخوام امسال شادتر از بقیه سالها زندگی کنم
میدونم که میشه
مینویسم واسه خودم که یادم بمونه...ما را در سایت مینویسم واسه خودم که یادم بمونه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 93
ما را در سایت مینویسم واسه خودم که یادم بمونه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115
ما را در سایت مینویسم واسه خودم که یادم بمونه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 123
غم و غصه بسهپیش به سوی شروعی دوباره زندگی دوباره
با هدفهای جدید
یوهووو

*خودم زندگیمو میسازم
مینویسم واسه خودم که یادم بمونه...ما را در سایت مینویسم واسه خودم که یادم بمونه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 119